شق القمر

طبق روایات مشهور که بعضى ادعاى تواتر آن نیز کرده ‏اند مشرکان نزد رسول خدا ص آمدند و گفتند: اگر راست مى ‏گویى و تو پیامبر خدایى ماه را براى ما دو پاره کن! فرمود: اگر این کار را کنم ایمان مى ‏آورید؟ عرض کردند آرى- و آن شب، شب چهاردهم ماه بود- پیامبر ص از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه راخواسته‏ اند به او بدهد ناگهان ماه به دو پاره شد، و رسول اللَّه آنها را یک یک صدا مى ‏زد و مى‏ فرمود: ببینید"! « مجمع البیان" و کتب تفسیر دیگر ذیل آیه مورد بحث».

در اینکه چگونه ممکن است این کره عظیم آسمانى شکافته شود،و وجود چنین حادثه ‏ا ى چه تاثیراتى بر کره زمین و منظومه شمسى مى ‏گذارد؟ و چگونگى جذب دو نیمه ماه بعد از شکافتن، و اینکه چگونه ممکن است چنین حادثه‏ اى رخ داده باشد و تواریخ جهان ذکرى از آن به میان نیاورند؟ و سؤالات دیگرى در این زمینه به خواست خدا در بحث نکات مشروحا از آن سخن خواهیم گفت.نکته‏ اى که ذکر آن در اینجا لازم است اینکه بعضى از مفسران که تحت تاثیر پاره‏ اى از القائات سوء قرار گرفته ‏اند، و هر گونه انجام عمل خارق عادتى را (جز قرآن) براى پیامبر اسلام ص منکر شده ‏اند، با توجه به وضوح آیه فوق و کثرت روایاتى که در این زمینه در کتب علماى اسلام نقل شده به زحمت افتاده ‏اند که چگونه این خارق عادت را توجیه کنند و طورى از کنار آن بگذرند که جنبه اعجاز آن نفى شود.ولى حق این است که مساله" شق القمر" به صورت اعجاز انجام گرفته، و آیات بعد شواهد روشنى بر این امردر بر دارد، چه خوب بود آنها در آن اعتقاد نادرست تجدید نظر مى کردند تا بدانند که پیامبر اسلام ص نیز معجزات و خارق عادتى داشته، و اگر آیاتى از قرآن آن را نفى مى‏کند اشاره به"معجزات اقتراحى" است که گروهى بهانه‏ جو مطرح مى‏ کردند، نه قصد پذیرش حق‏ داشتند، و نه بعد از انجام آن تسلیم حق مى ‏شدند،ولى معجزاتى که براى تحقیق حقیقت مطالبه مى‏ شد از سوى پیغمبر ص انجام مى ‏گرفت، و شواهد فراوانى بر این امر در تاریخ زندگى آن حضرت وجود دارد.
سپس در قران مى ‏افزاید:" مخالفان لجوج هنگامى که نشان و معجزه‏ اى را بر صدق دعوت تو مى ‏بینند اعراض کرده، مى‏ گویند این سحرى است مستمر"! .تعبیر به" مستمر" اشاره به این است که آنها معجزات مکررى از پیامبر اسلام ص دیده بودند که شق القمر ادامه آن بود، آنها همه را بر تداوم سحر حمل مى ‏کردند، و آن را" سحرى مستمر" مى‏ پنداشتند، هر چند این تهمت بهانه ‏اى بود براى عدم تسلیم در مقابل حق. بعضى از مفسران" مستمر" را به معنى" قوتمند" تفسیر کرده ‏اند (چنانکه مى‏ گویند" حبل مریر" یعنى طناب محکم) و بعضى آن را به معنى" گذرا و ناپایدار" تفسیر نموده ولى ظاهر همان تفسیر اول است. در آیه بعد به نکته مخالفت آنها، و همچنین به نتیجه شوم این مخالفت، اشاره کرده، مى ‏افزاید:" آنها تکذیب کردند، و از هواى نفسشان پیروى نمودند، و هر امرى قرارگاهى دارد.سرچشمه مخالفت آنها و تکذیب پیامبر اسلام ص یا تکذیب معجزات و دلائل او، و همچنین تکذیب رستاخیز و قیامت، پیروى از هواى نفس بود، تعصبها و لجاجتها و خودخواهیها به آنها اجازه نمى‏ داد که دربرابر حق تسلیم شوند،و از سوى دیگر علاقه به بى بند و بارى براى کامجویى از لذات بدون هیچ قید و شرط، و آلودگى به هر گناه و ستم، مانع از این بود که دعوت حق را پذیرا شوند، چرا که قبول این دعوت مسئولیت آفرین بود.همیشه چنین بوده، و همواره چنان خواهد بود که مانع بزرگ در مسیر حق" هواپرستى" است.
منظور از جمله" وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ ":" هر چیز قرارگاهى دارد" این است که هر کس به سزاى عمل خویش مى‏ رسد، قرارگاه نیکى نیکانند، و قرارگاه شر بدانند. این تعبیر احتمالا اشاره به این حقیقت است که هیچ چیز در این عالم از میان نمى‏ رود، و هر کار نیک و بدى ثابت و باقى مى ‏ماند تا انسان جزاى آن را ببیند.
شق القمر یک معجزه بزرگ پیامبر اسلام ( ص )
گرچه بعضى از کوتاه‏ نظران اصرار دارند که این معجزه را طورى توجیه کنند که از صورت یک خارق العاده خارج شود، چنان که گفته ‏اند: آیه فوق از آینده خبر مى ‏دهد، و مربوط به" اشراط ساعت" یعنى حوادث قبل از قیامت است، ولى قرائن متعددى در آیه وجود دارد که تاکید بر وقوع یک اعجاز مى ‏کند، از جمله ذکر این موضوع به صورت" فعل ماضى" که نشان مى‏ دهد" شق القمر" واقع شده است

/ 0 نظر / 10 بازدید